تبلیغات
html> دست نوشته های مرد خوابزده
شپروتکا
پنجشنبه 7 شهریور 1387

توتون خاطرات تو را می کشم هنوز

 

حالا که سور و سات زمان بی اثر شده

حالا که نیش عقربه ها سم روزها

چون  " گشت های سبز خفن " دردسر شده!

 

غربت که فانتزی سفر های دور نیست

وقتی میانمان دو وجب راه شر شده

 

حق با تو بود ، اینکه بهانه ست  سرنوشت

ما گند می زنیم به دنیا اگر شده

با این بهانه که زده زیر دلم خوشی!

با این بهانه که پری قصه خر شده!

 

پک می زنم به حجم دو پس مانده از ریه

" دم "  " باز دم "  دو عنصر عمری هدر شده

نامرد باش مثل همه مردهای شهر

بدجور این مرام تو زنگ خطر شده

 

بگذار باورم بشود بی تو کوچه ها

بر شاخ و برگ خاطره هایم تبر شده

بگذار در گلــــــــوم بماند گلایه ها

حالا که سال هاست فلک گنگ و کر شده!

 

 


ادامه‌‌ی مطلب

+ نوشته شده توسط مردخوابزده